از مشکلات نهراسیم


@rumi_house 👇

" از مشکلات نهراسیم " 🙂

 چه خوب گفت سهراب: گاه زخمی که به پا داشته ام زیر و بم های زمین را به من آموخته است.

مشکلات، سختی‌ها، موانع، کمبودها، امراض و بیماری‌ها و خلاصه هر چیزی که از آن‌ها گریزانید، همه و همه جزو واقعیت های زندگی است که اگر از روی عقل و منطق، در نظر گرفته شوند بی فایده نیستند و بر اساس حکمتی آفریده شده‌اند.
مشکلات، ما را سرسختتر و کاملتر و مقاوم‌تر می کند، مانند آهنی که هر چه ضرباتِ سنگینِ چکش و سرخی و گداختگی در کوره و سپس فرو شدن در آب سرد را بیشتر تحمل کند، انسان نیز با تحمل درد و رنج، آبدیده تر می شود، فراموش نکنیم که بلندترین پله های ترقی انسانهای بزرگ- آنگاه که در اوج ایستاده‌اند– مشکلات و سختی‌های آن‌ها بوده است.
هدف من طرح مسایل فلسفی نیست امّا همیشه گفته ام: «وجود هر چیزی، دلیلی بر وجوب آن چیزاست».(حضرت عیّار): یعنی اگر چیزی هست پس واجب بوده است که آن چیز باشد.

 سعدی به عنوان جهانگردی بزرگ، سرد و گرم روزگار را بهتر از بسیاری چشید و گفت: «کسی قدر عافیت داند که به مصیبتی گرفتار آید».
از سختی‌ها و مشکلات، نترسید و بدانید که همیشگی نیستند. اکثر مشکلات، گذرنده هستند- لااقل اگر هم گذرنده نباشند می توان با آن‌ها کنار آمد.
اگر به گذشته ی خودتان یا دیگران توجه کنید می بینید که اغلب مشکلات، گذرنده بوده اند. من افراد زیادی را سراغ داشته و دارم که بر در و دیوار یا حتی کف دستشان می نوشتند: «این نیز بگذرد».
اصلاً سیستم بدن به گونه ای طراحی و تکامل یافته است که هر چقدر هم فشارها و سختی‌های بیرونی، از درون به ما آسیب برسانند و ایجاد مسمومیت و بیماری و مشکل بنمایند باز سیستم دفاعی بدن، در کوتاه ترین زمان‌ها اغلبِ آن‌ها را دفع می کند و وضعیت با یک پیشامد یاموقعیت خوب حتی یک خواب جانانه به حالت خوب و رضایت بخشی باز می گردد؛ آنچه مهم است این است که از مشکلات نهراسیم و آن‌ها را بزرگ نکنیم. مگر نه این است که یک معنای زندگی «ساختن» است (ساختنِ زندگی یا ساختن با زندگی، این بستگی به ما دارد)

@rumi_house

آری.. کافی است کمی صبر داشته باشیم زیرا که "بر اثر صبر، نوبت ظفر آید".

حضرت مولانا در مثنوی معنوی مثالی شنیدنی دارند؛ ایشان معتقدند که تلخی‌ها و سختی‌های زندگی نه تنها لازم که گاهی سازنده‌اند، همان طور که تیز آب و فشار باعث می شود تا پوست، تبدیل به پوستین یا چرمی زیبا شود، مشکلات هم باعث پاک شدن و قدرت گرفتن و ارزشمندی انسان ها می شود:

زندگانی با همین غم ها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است

پوست را دارو بـلاکُش مـی شود
چون ادیـمِ طایفی خوش مـی شود*
 
گر نـه تلخ و تیز مالیــدی بـر او
زشت گشت و نـاخوش و نـاپاک رو

آدمی را نیز چون آن پـوست دان
از رطوبت ها شده زشت و گران
 
تلخ و تیز و مالشِ بسیار ده
تا شود پاک و لطیف و با فره

* یعنی تلخ آب و تیزآب که همان دارو باشد در حکم آفت کُش است و پوست را تبدیل به ادیم یا چرم طائفی می کند. (طائف نام شهری است که چرم آن معروف بوده است).

#عیار

@rumi_house

چه خوش بوَد به خدا..

 

🦋
چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا
🕊
چو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش
که ای عزیز شکارم چه خوش بود به خدا
🦋
گریزپای رهش را کشان کشان ببرند
بر آسمان چهارم چه خوش بود به خدا
🕊
بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم
چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا
🦋
چو جان زار بلادیده با خدا گوید
که جز تو هیچ ندارم چه خوش بود به خدا
🕊
جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این
به هیچ کس نگذارم چه خوش بود به خدا
🦋
شب وصال بیاید شبم چو روز شود
که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا
🕊
چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش
رسد نسیم بهارم چه خوش بود به خدا
🦋
بیابم آن شکرستان بی نهایت را
که برد صبر و قرارم چه خوش بود به خدا
🕊
امانتی که به نه چرخ در نمی گنجد
به مستحق بسپارم چه خوش بود به خدا
🦋
خراب و مست شوم در کمال بی خویشی
نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا
🕊
به گفت هیچ نیایم چو پر بود دهنم
سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا
🦋

#مولانا_خداوندگار_عشق

#دیوان_شمس